این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند, زیبایی هایش را بیرون بکشد …تلخی هایش را صبر کند… آدم های امروز، دوستی های کنسروی می خواهند؛ یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزند و بگوید حق با توست

یه دوست معمولی  ،  یه دوست واقعی  

یه دوست معمولی وقتی میاد خونت،

 مثل مهمون رفتار می کنه
یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز

می کنه و از خودش پذیرایی می کنه
یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو

 ندیده
یه دوست واقعی شونه هاش از

اشکای تو خیسه
یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو

آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره

 تا به کمکت همه جا
رو جمع و جور کنه
یه دوست معمولی متنفره از این که

 وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن

کنی
یه دوست واقعی می پرسه چرا یه

مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟
یه دوست معمولی ازت می خواد

راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی
یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت

رو حل کنه
یه دوست معمولی وقتی بینتون

 بحثی می شه دوستی رو تموم

شده می دونه
یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم

 بهت زنگ می زنه
یه دوست معمولی همیشه ازت

انتظار داره
یه دوست واقعی می خواد که تو

همیشه رو کمکش حساب کنی
و بالاخره
یه دوست معمولی این حرف های

 منو می خونه و فراموش می کنه

یه دوست واقعی اونو واسه همه و


دوباره واسه خودم می فرسته


اس ام اس فلسفی جملات زیبا

 آنتوان چخوف : خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود دهیم که در آرزوی آن باشیم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جبران خلیل جبران : مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شوپنهاور : با مصلحت دیگران ازدواج کردن در جهنم زیستن است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فردریش نیچه :افراطی ترین صورت هیچ انگاری می تواند این دیدگاه باشد که همه باورها ؛ همهء چیزی را حقیقی انگاشتن ها لزوما" به خطا می روند ؛ به این علت ساده که هیچ دنیای واقعی در کار نیست .

چنین است یک ظاهر دورنمایی که از درون ما سرچشمه گرفته است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برانچ کامل : خوشبین اظهار میدادر که ما در بهترین دنیای ممکنه به سر می بریم و بدبین بیمناک است که نکند سخن او راست باشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاتو بریان : خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باربارا استراسیند : هرگز نمى خواهم به واسطه محدودیت هایم، محدود شوم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بزرگمهر :اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته می شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اُرد بزرگ : این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنتوان چخوف : خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شوپنهاور : اسرار شخص ، مانند زندانیانی است که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بوخوالد : تنها علاج عشق، ازدواج است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنتوان چخوف : انسان همان چیزی است که باور دارد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ارد بزرگ : اندیشه و سخن ریش سفید ، برآیند صبوری ، مردمداری و سرد وگرم چشیدگی روزگار است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فردریش نیچه :از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شیللر : زمان برای هیچ کس نه متوقف می شود نه بر می گردد ونه اضافه می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ارد بزرگ : ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اپیکتوس : اگر می خواهی خوب باشی باید اول معتقد باشی که بد هستی .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اُرد بزرگ : استخوان بندی فریاد در هنگامه رستاخیز ، پاسخگویی به هزاران ستم بی صداست .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اپیکتتوس : هرگز درباره چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بزرگمهر :اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اُرد بزرگ : الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پوپ : بهترین راه برای اثبات صفای ذهنی ما نشان دادن خطاهای ان است . نهر آبی که ناپاکیهای بستر خود را نمایش می دهد به ما می فهماند آب پاک و صاف است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ابراهام لینکلن : اگر نمی خواهی در حق تو داوری شود درباره دیگران داوری نکن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ارد بزرگ : اگر خرد را پیش نگیریم از کردارمان همیشه آزارده خاطریم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شوپنهاور : هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پاتریک هانری : مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آندره ژید : به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جبران خلیل جبران : تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یحیی برمکی : اندیشه دریایی است که مروارید آن فلسفه و فرزانگی است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اُرد بزرگ : آن که نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ونیسنت لمباردی : مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شوپنهاور : اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم ، روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی مرتکب می شوبم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ویر : زندگی از سه جزء تشکیل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.بیائید تا از گذشته برای حال استفاده کنیم و در حال چنان زندگی کنیم که زندگی آینده بهتر باشد. شکل دادن به زندگی وظیفه خودمان است به صورتی که آنرا بسازیم ، این بازسازی مایه زیبایی و یا مایه شرمساری ما می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ویلیام ماتیوس : نخستین قانون موفقیت تمرکز است . یعنی همه نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید ، مستقیما به سراغ همان بروید و به چپ و راست منحرف نشوید.
 


جک و دوستش باب تصميم مي گيرندبرای تعطيلات به اسکي برند. با همديگه رخت و خوراک و چيزهای ديگرشان را بار ماشين جک مي کنند و به سوی پيست اسکي راه مي افتند 
پس از دو سه ساعت رانندگي ، توفان و برف و بوران شديدی جاده را در بر گرفت چراغ خانه ای را از دور مي بينند و تصميم مي گيرند شب را آنجا بمانند تا توفان آرام شود و آنها بتوانند به راه خود ادامه دهند
هنگامي که نزديکتر مي شوند مي بينند که آن خانه در واقع کاخيست بسيار بزرگ و زيبا که درون کشتزار پهناوريست و دارای استبلي پر ازاسب و آن دورتر از خانه هم طويله ای با صدها گاو و گوسفند است 
زني بسيار زيبا در را باز مي کند. مردان که محو زيبايي  زن صاحبخانه شده بودند، توضيح مي دهند که چگونه در راه گرفتار توفان شده اند و اگر خانم خانه بپذيرد شب را آنجا سر کنند تا صبح به راهشان ادامه دهند.
 
زن جذاب با صدايي دلنشين گفت: همانطور که مي بينيد من در اين کاخ بزرگ تنها هستم ، اما مساله اين است که من به تازگي بيوه شده ام و اگر شما را به خانه راه دهم از فردا همسايه ها بدگويي و شايعه پراکني را آغاز مي کنند 
جک پاسخ داد: نگران نباشيد، برای اين که چنين مساله ای پيش نيايد ما مي تونيم در استبل بخوابيم. سحرگاه هم اگر هوا خوب شده باشد بدون بيدار کردن شما راه خود را به طرف پيست اسکي ادامه خواهيم داد
 
زن صاحبخانه مي پذيرد و آن دو مرد به استبل مي روند و شب را به صبح مي رسانند بامداد هم چون هوا خوب شده بود راه
 
مي افتند 

------------ --------- --------- ------
 
حدود نه ماه بعد جک نامه ای از يک دادگاه دريافت مي کند در آغاز نمي تواند نام و نشانيهايي که در نامه نوشته بود را به ياد آورد اما سر انجام پس از کمي فشار به حافظه مي فهمد که نامه دادگاه درباره همان زن جذاب صاحبخانه ای است که يک شب
 
توفاني به آنها پناه داده بود

 پس از خواندن نامه با سرگرداني و شگفت زده به سوی دوستش باب رفت و پرسيد: باب، يادت مياد اون شب زمستاني که در راه پيست اسکي گرفتار توفان شديم و به خانه ی آن زن زيبا و تنها رفتيم؟
 
باب پاسخ داد: بله
جک گفت: يادته که ما در استبل و در ميان بو و پشگل اسب و قاطر خوابيديم تا پشت سر زن صاحبخانه حرف و حديثي در نيايد؟
 
باب اين بار با صدايي لرزانتر پاسخ داد: آره.. يادمه

جک پرسيد: آيا ممکنه شما نيمه شب تصادفي به درون کاخ رفته باشيد و تصادفي سری به آن زن زده باشيد؟
 
باب سر به زير انداخت و گفت: من ... بله...من...

جک که حالا ديگر به همه چيز پي برده بود پرسيد: باب ! پس تو ... تو  تو اون حال و هوا و عشق و حال خودت رو جک معرفي کرده ای؟؟...تا من .. بهترين دوستت را ..

جک ديگر از شدت هیجان نمي توانست ادامه دهد... ،  باب که از شرم و ناراحتي سرخ شده بود گفت .. جک... من مي تونم توضيح
 
بدم.. ما کله مون گرم بود و من فقط مي خواستم .. فقط...حالا چي شده مگه؟ 
  .
 .
 .
 .
 .
 
جک احضاريه دادگاه را نشان داد و گفت: اون زن طفلک به تازگي مرده و همه چيزش را برای من به ارث گذاشته

چوپان بيچاره خودش را كشت كه آن بز چالاك از آن جوي آب بپرد نشد كه نشد

...!

او مي‌دانست پريدن اين بز از جوي آب همان و پريدن يك گله گوسفند و بز به دنبال آن همان

...

عرض جوي آب قدري نبود كه حيواني چون بز نتواند از آن بگذرد ...

نه چوبي كه بر تن و بدنش مي‌زد سودي بخشيد و نه فريادهاي چوپان بخت برگشته

.

پيرمرد دنيا ديده‌اي از آن جا مي‌گذشت وقتي ماجرا را ديد پيش آمد و گفت من چاره كار را مي‌دانم.

آنگاه چوب دستي خود را در جوي آب فرو برد و آب زلال جوي را گل آلود كرد

.

بز به محض آنكه آب جوي را ديد از سر آن پريد و در پي او تمام گله پريد

.

چوپان مات و مبهوت ماند. اين چه كاري بود و چه تأثيري داشت؟

پيرمرد كه آثار بهت و حيرت را در چهره چوپان جوان مي‌ديد گفت

: تعجبي ندارد تا خودش را در جوي آب مي‌ديد حاضر نبود پا روي خويش بگذارد ، آب را كه گل كردم ديگر خودش را نديد و از جوي پريد.

و من فهميدم اين كه حيواني بيش نيست پا بر سر خويش نمي‌گذارد و خود را نمي‌شكند چه رسد به انسان كه بتي ساخته است از خويش و گاهي آن را مي‌پرستد ...

 

سخن روز :  تجربه بهترین درس است هر چند حق التدریس آن گران باشد . کارلایل

آيت الله سبحاني خطاب به علي اف: ممانعت از ورود دختران باحجاب به مدارس مخالف اعلاميه حقوق بشر است

آيت الله سبحاني در پيامي به رئيس جمهور آذربايجان اعلام كرد كه ممانعت از ورود دختران باحجاب به مدارس، مخالف دين و اعلاميه حقوق بشر است.
آيت الله سبحاني ابتداي اين پيام آورده است: گزارش هاي رسيده حاكي است كه وزير آموزش و پرورش جمهوري آذربايجان دستور داده كه از ورود دانش آموزان و دانشجويان باحجاب به مؤسسات آموزشي جلوگيري شود. در گذشته به خاطر اقدام شما درحفظ مسجد حضرت فاطمه زهرا(س) تشكر كردم ولي اين بار لازم است در اين موضوع تذكر دهم، ممانعت از ورود دختران باحجاب به موسسات آموزشي مخالف حكم الهي و اعلاميه حقوق بشر است.
در بخش ديگري از اين پيام آمده است: دولت شما در جهاني زندگي مي كند كه اعلاميه جهاني حقوق بشر درباره آموزش و پرورش در ماده 26، بند دوم چنين مي گويد: «آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هركس را به حد كمال برساند و احترام حقوق و آزادي هاي بشر تقويت شود. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت، احترام عقايد مخالف و دوستي بين تمام ملل و جمعيت هاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليت هاي ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهيل كند.
در اين پيام تأكيد شده است: با توجه به چنين اصلي گويا كه مورد امضاي دولت جمهوري آذربايجان است، آيا صحيح است كه نيمي از جامعه شما به خاطر حفظ عفت و عمل به قانون خدا، از تحصيل محروم بمانند و يا ناچار شوند قانون الهي را ناديده گرفته و در فضاي زندان وجدان قرار گيرند.
در اين پيام آمده است: حجاب و پوشش زن يك عادت و فرهنگ محلي نيست كه بتوان آن را دگرگون كرد، بلكه يك فريضه الهي براي جامعه زنان است كه اين گوهر ارزشمند از گزند هوسرانان مصون بماند و محيط آموزش، محيط علمي باشد، نه مسائل ديگر.
در پيام اين مرجع تقليد اضافه شده است: امروز دولت شما بايد از دولت برادر تركيه درس بياموزد. آنان پس از مدت ها كه زنان باحجاب را از حقوق شرعي و قانوني خود محروم كرده بودند، بار ديگر راه صلح و صفا در پيش گرفته و به حكم الهي و خواسته ملت تن دادند، درحالي كه اين حركت در جمهوري آذربايجان درست در مقابل حركت اصلاحي آنان است كه اخيراً انجام گرفت.
در پايان پيام آيت الله سبحاني تصريح شده است: انتظار اينجانب و همه مسلمانان اين است كه اين مصوبه را از خود و دولت خويش بازيابيد. كشور شما مانند بسياري از كشورها مشكلاتي دارد، بايد همه آنها در پرتو وحدت كلمه و اتحاد ملي برطرف شود، نه اينكه گروهي متدين به خاطر حفظ ناموس دختران خود به زندان بروند، اين كار شايسته مقام دولت ملي نيست.

 

افسانه خارپشتها

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردندخارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوندو بدینترتیب همدیگررا حفظ کنند.ولی خارهایشان یکدیگررادر کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند.بخاطر هیمن مطلب تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند.و بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردندازاینرو مجبور بودند برگزینند.یاخارهای دوستان را تحمل کنند و یانسلشان از روی زمین  بر کنده شود  


دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست

و این چنین توانستند زنده بمانند


درس اخلاقی تاریخ

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه

آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید



وقتي يک دختر حرفي نميزند

 
 

 
ميليونها فکر در سرش مي گذرد
 
 
وقتي يک دختربحث نميکند

 
 

 
عميقا مشغول فکر کردن است
 
 
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
 
 
 
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
 
 
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
 
 
 
يعني اصلا حال خوبي ندارد
 
 
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
 
 
 
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
 
 
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
 
 
 
آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
 
 
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
 
 
 
توجه تو را طلب مي کند
 
 
وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
 
 
 
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
 
 
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
 
 
 
يعني واقعا دوستت دارد
 
 
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند
 
 
 
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
 
 
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
 
 
 
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
 
 
 






 
وقتي يک  پسر حرفي نمي زند        
 
 
 
حرفي براي گفتن ندارد
 
 
وقتي يک پسر بحث نميکند
 
 
 
حال وحوصله بحث کردن ندارد
 
 
وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
 
 
 
يعني  واقعا گيج شده است
 
 
وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم 
 
 
 
 يعني واقعا حالش خوبه  
 
 
وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
 
 
 
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
 
 
وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره.
 
 
 
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
 
 
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
 
 
 
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
 
 
وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] ميفرستد
 
 
 
 بدون که براي همه "فوروارد" کرده
 
 
 وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
 
 
 
دفعه اولش نيست-آخرش هم نخواهد بود 
 
وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
 
 
 
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
مترجم: دنبال  يکي  ديگه   نره  البته  شايد  
 
 

دست خط خدا

كاش لغت نامه اي بود و آدم مي توانست معني جواني را توي آن پيدا كند

آن وقت شايد واقعا مي فهميدم كه

آيا اين جواني همان چيزي است كه به شناسنامه آدم ها سنجاق شده است؟

يا يك جور ميراث است كه بعضي ها آن را به ارث مي برند و

بعضي ها از آن محروم اند

 

 

 


كاش مي فهميدم كه آيا جواني را مي شود خريد

و مي شود قرض كرد و مي شود از جايي جفت و جورش كرد يا نه

 


شايد هم جواني يك جور جهان بيني است،

يك نوع تئوري و يك گونه از تفكر، كه ربطي هم به سن و سال آدم ها ندارد

 

 

 


شايد هم به قول قديمي ها، شعبه اي از جنون است و دوره بي تجربگي است

و زمان خيالات خام و خواسته هاي بسيار و آرزوهاي دور و دراز

 

 

 

 


مادربزرگ مي گفت: جواني يك جور مُد است

قديم ها جواني مد نبود، آدم ها چند سالي بچه بودند و بعد

به چشم بر هم زدني پير مي شدند


كسي وقت نداشت جواني كند

 

 

 

 

 

*****


دنيا جاي عجيبي است و آدم ها و تعاريف و اتفاق هايش از آن هم عجيب تر

 

به خودم مي گويم من حتما جوانم

اگر جواني به شناسنامه ربط داشته باشد، من جوانم

اگر ميراثي باشد، آن را به ارث برده ام

اگر دارايي باشد، آن را دارم

اگر جهان بيني و تفكر هم باشد

 

من، هم جوانانه مي بينم و هم جوانانه فكر مي كنم

 

 


اما همين كه از خانه پا بيرون مي گذارم، مطمئن مي شوم كه اشتباه كرده ام

بين آن جواني كه من فكر مي كنم با اين جواني كه عمل مي شود

زمين تا آسمان فاصله است

 

=============


از جنگ که بر می گردی،خدا می داند که به جنگ رفته بودی

خاک روی پیراهنت را می تکاند و نشان لیاقتی به تو می دهد

نشان لیاقتش اما مدالی نیست که بر گردنت بیاویزی

نشان لیاقت خدا تنها چند خط ساده است

خط های ساده ای که بر پیشانی ات اضافه می شود

و روزی می رسد که پیشانی ات پر از دستخط خدا می شود

 

 


آیینه ها می گویند آن کس زیباتر است که خطی بر چهره ندارد

آیینه ها اما دروغ می گویند

دستخط خدا بر هر صفحه ای که بنشیند، زیبایش می کند


***
جوانی بهایی است که در ازای دستخط خدا می دهیم

دستخط خدا اما بیش از اینها می ارزد

کیست که جوانی اش را به دستخط خدا نفروشد

 

 

 

***

 

 

 خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند که مایه آرامش دیگری شوی

اخبار ویژه جمهوری

رئيس كانون هواداران استقلال ايران (باشگاه فرهنگي ورزشي استقلال) با ارسال نامه‌اي به مطلب چاپ شده در ستون جهت اطلاع روز شنبه 24/7/1389 پاسخ داد و نوشت: "انتشار خبري در ستون جهت اطلاع آن روزنامه در باب فروپاشي قواعد اخلاقي در حاشيه ضيافت فوتبالي روز جمعه حيرت آور و عجيب بود. متاسفيم كه تاثير باخت ورزشي يك تيم بهانه تراشي مي‌شود براي تشويش اذهان عمومي و تحت تاثير قرار دادن بخش مذهبي جامعه اسلامي كشورمان... حيرت‌انگيز آنكه فعاليت هماهنگ و مورد تأييد چند بخش نظارتي و امنيتي كشور در بازي روز جمعه از نظر نگارنده شما تلاش براي انحراف و اختلاف زن و مرد است درحاليكه آيتم پخش شده در ورزشگاه آزادي يك برنامه رايويي هدفمند فرهنگي به منظور كنترل فضاي هيجاني و ابزاري براي تخليه رواني تماشاگران دو تيم بود... آيا تجليل از فوت شدگان اخير جامعه فوتبال و يا توصيه تماشاگران به رعايت حال يكديگر و احترام به قوانين و يا ذكر صلوات بعد از قرائت قرآن بجاي سوت و كف انحراف است؟ جهت اطلاع نگارنده شما بعرض مي‌رساند اين قطعه صوتي برنامه‌اي راديويي به هدف دهي اخلاقي و فرهنگي تماشاگران است كه اگر با ترازوي شما قابل بحث است پس راديوي جمهوري اسلامي هم منبع انحراف است. نتيجه حاصل از اين برنامه ابتكاري كانون هواداران استقلال ايران در بازيهاي اخير و به ويژه بازي روز جمعه و متعاقب آن صدور اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي دستگاههاي اجرايي و نظارتي مربوطه و اظهارات كارشناسان در تأييد اين روش انحراف است؟... اينجانب به عنوان يك سردار سپاهي و جانباز دفاع مقدس كه در طول 30 سال گذشته عملكرد روشن و شفافي از دفاع از ارزشها و حفظ مباني نظام دارم، انتظار دارم درخصوص تحليلهاي غيرواقعي و بررسي نشده كه روش تحريك احساسات مذهبي كشور همواره خود را تغذيه مي‌نمايند عكس العمل مناسب نشان داده تا افرادي كه هرگز تحمل موفقيت ديگران را ندارند و غيرمسئولانه به يك حركت كارشناسي شده و هماهنگ و اثربخش چنين ناجوانمردانه حمله مي‌نمايند برخورد شود."

علیرضامحجوب : هیچ کس به اندازه امام بر حقوق کارگران پافشاری نداشت


نگاه امام خمینی (س) به کارگران ، نگاه منحصر به فردی بود . ایشان همان ارجی را برای کارگر قائل بودند که حضرت محمد(ص) قائل بودند . این نگاه باعث شده بود که در دوران حضرت امام (س) روابط کارفرما و کارگر در پایین ترین سطح ممکن دچار چالش باشد . در این خصوص گفت و گویی با علیرضا محجوب – دبیرکل خانه کارگر و نماینده مردم تهران در مجلس – داریم که می خوانید :


 


ارزیابی جنابعالی از اندیشه‌های اقتصادی امام(ره) به عنوان فقیهی که رهبری یک انقلاب بزرگ را بر عهده داشتند، چیست؟


اندیشه‌های اقتصادی امام اندیشه‌های بی‌بدیلی است. از همان سالهای اولیه دهه 40 که مبارزات ایشان رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفت، اصل مبارزات و کشاکش ایشان با رژیم پهلوی بر سر مسائل اقتصادی بوده است. زمانی که بحث اصلاحات ارضی مطرح شد امام(س) به شدتبه مخالفت  با آن پرداختند و معتقد بودند اصلاحات ارضی بهانه‌ای برای نابودی کشاورزی و کشاورز است. باور نداشتند هدف رژیم پهلوی از این اصلاحات بهسازی و ارتقای سطح زندگی مردم باشد.


ایشان با اینکه زمین به کشاورزان واگذار شود، مخالف نبودند، بلکه معتقد بودند امریکا و روش شاه تنها یک هدف را دنبال می‌کند آن هم این است که ایران تبدیل به بازار مصرف کالاهای خارجی شود.


همان طور که بعدها مشاهده شد، پیش‌بینی امام درخصوص این مساله اتفاق افتاد و در مدت کوتاهی واردات کشور به شدت افزایش پیدا کرد. در ابتدا بحث بر سر این بود که ایران تنها 250 میلیون دلار گندم وارد کنند اما زمانی که انقلاب رخ داد مشخص شد واردات گندم مجموعاً هفت میلیون تن است  و تقریباً از 14 میلیون تن واردات کشور 12 میلیون تن آن محصولات کشاورزی بود.


البته کسی منکر این نیست که در شرایط خاص مثل خشکسالی ورود محصولات کشاورزی خصوصاً گندم می‌تواند ضرورت داشته باشد ولی بحث افزایش واردات از همان دهه 50 که اتفاقاً وضعیت اقتصادی کشور رضایت‌بخش بود، پیش آمد و سال به سال هم افزایش پیدا کرد و ربطی به خشکسالی یا عامل دیگری نداشت.


حتی در بعضی سال‌ها که وضعیت بارندگی مناسب بود و محصولات کشاورزی زیادی تولید شده بود باز هم از حجم واردات کاسته نشد. یک نکته مهم در خصوص اندیشه‌های اقتصادی امام، هوشیاری ایشان نسبت به مسائل اقتصادی بود. با وجود اینکه ایشان در نظام طلبگی و حوزوی درس خوانده بودند اما با عمق مسائل اقتصادی آشنا بودند و درک بالایی داشتند، اما اگر به احوالات و خاطرات به جا مانده از شاه مراجعه کنید می‌بینید که شاه برخلاف امام آگاهی‌ای نسبت به وضعیت اقتصادی کشور نداشت و امریکا نیز به خوبی از این ناآگاهی استفاده کرده و چنان اقتصاد ایران را به خود وابسته کرده بود که وارداتی که کمتر از یک میلیون تن بود طی 14 سال به چندین برابر افزایش یافت.


بنابراین آنچه در اندیشه‌های اقتصادی امام(س) می‌توان مشاهده کرد، بحث استقلال اقتصادی، اقتصاد ملی و خودکفایی بود. ایشان معتقد به استفاده از همه منابع برای بالا بردن توانایی اقتصادی بودند. امام تاکید زیادی بر جلوگیری از دست‌اندازی بیگانگان به اقتصاد کشور داشتند و اندیشه‌های ایشان واردات‌ستیز است و با نقش اقتصاد بیگانه در اقتصاد ایران به شدت مخالف بودند.امام(س) نسبت به نقش مسلط اقتصاد خارجی در اقتصاد کشور به شدت موضع داشتند و محتاطانه برخورد می‌کردند که متاسفانه امروز بعضی از افراد این مساله را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند و در نوع ارتباط خود با بیگانگان توجه کافی ندارند.اظهارات جنابعالی بیشتر ناظر بر اندیشه‌های اقتصادی امام در دوران مبارزات‌شان با رژیم پهلوی و به عبارتی قبل از انقلاب بود. ایشان بعد از انقلاب که رهبری نظام جمهوری اسلامی را بر عهده گرفتند چگونه با مسائل اقتصادی برخورد کردند؟


بعد از انقلاب توجه امام به مستضعفین و سطوح پایین جامعه بیشتر شد. ایشان در سخنرانی‌ها و گفتارهایشان یک مدل دیگر از اقتصاد انسانی را مطرح می‌کردند. اقتصادی که در آن انسان‌ها، آرمانش هستند و اعتلای انسانی به جای اعتلای اقتصادی مدنظر بود. به همین جهت حتی گفتارهای غیراقتصادی ایشان هم جنبه اقتصادی داشت. بیانات ایشان در خصوص کوخ‌نشین‌ها، مستضعفین، فقرا، کارگرها و... روشن و راهگشاست.


 به عنوان یک فعال عرصه کارگری، اندیشه‌های امام در حوزه کارگری و توجه به قشر کارگر را چگونه می‌بینید؟ خصوصاً در اوایل شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی که اختلافات زیادی در خصوص قانون کار و بحث کارگری وجود داشت؟


نگاه امام نسبت به قشر کارگر و قانون کار کاملاً روشن است. هیچ‌کسی به اندازه امام در خصوص حقوق فقرا و کارگران پایمردی نداشت. ایشان واقعاً شخصیت بی‌نظیر و بی‌بدیلی داشتند.


اما با وجود تاکیداتی که امام روی مساله کارگری و قانون کار داشتند و با وجود گذشت بیش از 30 سال از پیروزی انقلاب همچنان شاهد وجود مشکلات زیادی در این عرصه و در قانون کار هستیم و درگیری و اختلاف بین کارگر و کارفرما همچنان وجود دارد؟


ببینید، قانون کار به هرگونه که نوشته شود از آنجا موضوع مشترک است که بحث اختلاف کارگر و کارفرما وجود خواهد داشت حتی در قانون قبلی ماده 33 وجود داشت که بحث اخراج کارگر را مطرح می‌کرد و برحسب میزان تقصیر، غرامت اخراج تعیین می‌شد. آن زمان بسیاری از کارفرماها معترض بودند که این غرامت خیلی زیاد است، بنابراین حتی در خصوص آن قانون هم که خیلی‌ها معتقد بودند بهترین قانون بود، اعتراض و انتقاد وجود داشت. کارفرما همیشه می‌خواهد شرایطی پیش آید که هزینه‌اش حداقل باشد تا بتواند حداکثر سود را ببرد بنابراین جز رفتار سوداگرانه انتظار دیگری نمی‌توان داشت.انتظار ما از سیاستمداران و تصمیم‌گیران این است که سوداگرانه نیندیشند. امام(س) از استثنائاتی بودند که به هیچ وجه به سوداگران باج نمی‌دادند و توجهی به خواسته‌های آنها نداشتند.


یک نکته بارز در دیدگاه‌های اقتصادی امام تاکید ایشان بر نفی اقتصاد سرمایه‌داری و مارکسیستی و تکیه بر اقتصاد اسلامی است. ارزیابی شما از این بخش از اندیشه‌های امام چیست؟


دیدگاه امام دیدگاه شهید بهشتی است، دیدگاه شهید مطهری است، دیدگاه امام همان است که در قانون اساسی نوشته شده است. اقتصاد ایران بر اساس این دیدگاه یک اقتصاد مختلط است. تا اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 اعتقاد غالب دنیا این بود که اقتصاد دنیا یک اقتصاد التقاطی است. مارکسیست‌ها به شدت به اقتصاد مختلط می‌تاختند و می‌گفتند اقتصادی تحت عنوان اقتصاد مختلط نداریم. نظام سرمایه‌داری هم اقتصاد مختلط را نه یک راه بلکه چاهی بر سر راه فعالیت‌های اقتصادی می‌دانست.


اما در اواخر دهه 90 هیچ اقتصاددانی نبود که راه‌حل اقتصادی بنویسد و به اقتصاد مختلط توجهی نداشته باشد. متاسفانه ما که زودتر از بقیه به سراغ این نوع اقتصاد رفته بودیم، چارچوب‌های آن را رها کردیم. حتی امریکا که سرمایه‌دارترین نظام دنیا بود در دهه 90 بیمه بیکاری را پذیرفت و بنگاه‌های کوچک را بنیان گذاشت، یعنی شاخص‌های اقتصاد مختلط را پذیرفت. چین و روسیه هم از دیگر سو به سمت اقتصاد مختلط روی آوردند، یعنی دنیا تسلیم اقتصاد مختلط شد. امروز اقتصاد مختلط به عنوان یک اقتصاد مسلط در دنیا مطرح است در حالی که همین اندیشه‌های اقتصاد اسلامی در دهه‌های 70 و 80 توسط اقتصاددانان مارکسیست داخلی تخطئه می‌شد و می‌گفتند اقتصاد مختلط فکر نیست.


آنچه مارکس گفت علم نبود و دنیا هم به تجربه دریافت که این مختلط التقاط نیست، اختلاط است و اختلاط در اقتصاد یعنی اختلاط اندیشه‌ها که می‌تواند به بهروزی انسان‌ها، بهره‌وری بیشتر، تولید و توزیع بهتر ثروت و... بینجامد.


با این وجود هنوز هم نمی‌توان مدعی بود که اقتصاد حاکم بر کشور ما، یک اقتصاد اسلامی است؟


متاسفانه با قانون الزامات اجرایی اصل 44 و بعضی قوانین دیگر از اقتصاد اسلامی دور شدیم. نمی‌گویم این اقتصاد اسلامی نیست، اما دور شدیم. اسلام یک الگوی باز است و هر کسی می‌تواند بگوید اندیشه‌ام را از اسلام گرفته‌ام و نمی‌توان او را محکوم کرد ولی اگر مراد مدل اقتصاد اسلامی است که امام عرضه می‌کرد و قانون اساسی بیان کرده و شهید بهشتی و مطهری به آن معتقد بودند، باید گفت ما از آن مدل دور شده‌ایم.


چه راهکارهایی را برای بازگشت به اقتصاد اسلامی پیشنهاد می‌کنید؟


باید به اقتصاد مختلط باز‌گردیم؛ اقتصادی که در قانون اساسی آمده است یک اقتصاد مختلط است. نباید به گونه‌ای حرکت کنیم که یک روز به سوی سرمایه‌داری غش کنیم و روز دیگر سوپرسوسیالیست شویم.


در اوایل انقلاب برخی افراد در قالب اقتصاد اسلامی سوپرسوسیالیست بودند اما امروز برخی افراد به نام اقتصاد اسلامی سوپر‌سرمایه‌دار هستند و کاپیتالیست را پشت سر گذاشته‌اند و فراکاپیتالیستی می‌اندیشند. این افراط و تفریط‌ را باید کنار گذاشت.


اقتصاد یعنی اعتدال و میانه‌روی. اصلاً اقتصاد چون علم منابع محدود برای پاسخ گفتن به حوائج نامحدود است نمی‌تواند جز اعتدال راهی دیگر برگزیند بنابراین تاکید می‌‌کنم باید از افراطی‌گری بپرهیزیم. سرمایه‌گذاری خارجی دوا و شفای مشکل ما نیست، تنها به غارتگری می‌انجامد. در گذشته هم نمونه‌های آن را به وفور دیده‌ایم.


نهادینه و عملیاتی شدن اقتصاد اسلامی تا چه اندازه به رفع مشکلات طبقه کارگر کمک خواهد کرد؟


ببینید، اگر ما به اقتصاد اسلامی برگردیم یعنی به اقتصاد انسانی برگشته‌ایم. اقتصادی که در آن حقوق فقرا، ضعفا، کارگر و... بیشتر از همه دیده می‌شود.

حق شکایت مطهری از رسانه‌هاي توهين كننده محفوظ است

وكيل علي مطهري با تاكيد بر اينكه عدم پاسخگويي موكلش به مطالب منتشره عليه وي به منزله تاييد آنها نيست،اظهارداشت: حق شكايت موكلم از مدیرمسوول سایت و یا رسانه گروهی و نشریه‌ای که مطالب توهین آمیز یا نشراکاذیب و افتراء یا هتک حرمت موکل درآن منتشرشده است،محفوظ است.
پيمان حاج محمود عطار در گفت‌وگو با خبرنگا ايلنا، به توهين برخي رسانه‌ها به مواضع اخير علي مطهري اشاره كرد و گفت:‌ اخیرا از طریق رسانه‌های گروهی به ویژه سایت‌های اینترنتی، مطالب توهین‌آمیز و بعضا اکاذیب وعناوین مجرمانه به آقای مطهری منتسب شده است.
وكيل علي مطهري با بيان اينكه نکته جالب توجه در این مطالب این‌ است که در اکثر نوشته‌هاي منتشر شده، هویت نویسنده مشخص نيست ،اظهارداشت:موکل بنده درمقام پاسخ‌دهی به این مطالب نبوده‌اند، اما عدم پاسخگویی ایشان به مطالب مطروحه به منزله تائیدآنها نیست . بلکه حق شرعی و قانونی ایشان درطرح شکایت علیه نویسنده مطالب درصورت مشخص بودن هویت آنها و درغیر اینصورت علیه مدیرمسوول سایت و یا رسانه گروهی و نشریه‌ای که مطالب توهین آمیز یا نشراکاذیب و افتراء یا هتک حرمت موکل درآن منتشرشده است،محفوظ می‌باشد.
وي با بيان اينكه همه ما مدعی اجرای دستورات قرآن و سنت پیامبرو ائمه معصومین هستیم،ادامه داد: چرا روش برخورد برخی از صاحبان نشریات و ارباب جراید با علی مطهری و سایر نمایندگان دلسوز مجلس شورای اسلامی، هیچ شباهتی با روش و منش قرآن و سنت چهارده معصوم ندارد؟
عطار به برخي از فرمايشات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در رابطه با جایگاه نمایندگی مجلس شورای اسلامی اشاره كرد و گفت: امام خميني خطاب به نمایندگان مجلس فرمودند شما عصاره فضائل ملتید. آیا توهین و هتاکی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی توهین به مردم که ایشان عصاره فضائل آن مردم هستند و توهین به جمهوریت نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست؟
وكيل مطهري اظهارداشت:‌ هنگامی که موکلم درمقام انتقاد و نهی ازمنکر، تذکراتی را بيان مي‌كنند، برغم وجود مصونیت پارلمانی وی، معاونت حقوقی ریاست جمهوری به نمایندگی از ریيس جمهور، شکایتی راعلیه موكلم در دادسرای ویژه کارکنان دولت مطرح كردند كه باصدور دعوت‌نامه برای آقای مطهری ازطریق هیات رئیسه محترم مجلس، بنده و همکارم بعنوان وکلای ایشان به همراه آقای مطهری درجلسه دادرسی شعبه دوم بازپرسی حضور یافتیم و تحقیقات لازم توسط بازپرس انجام شد.
وي خاطر نشان كرد: اگر نویسندگان مطالب موهن واقعا اتهامی را علیه آقای مطهری دیده‌اند، چرا علیه ایشان درمراجع قانونی و قضایی ذیصلاح طرح شکایت و اعلام گزارش نمی‌کنندو صرفا با استفاده از رسانه‌های جمعی به ایراد هتاکی و بی‌ادبی می‌پردازند.
عطار تصريح كرد:‌حق موکلم برای طرح شکایت علیه این افراد درمراجع قانونی محفوظ خواهدبود و وي می‌تواند از این حق قانونی و مشروع خوداستفاده کند و مسلما مراجع مربوطه به ویژه دستگاه قضایی نيز به این موضوع رسیدگی خواهندکرد.

اطلاعیه همسران سرداران شهید دفاع مقدس

همسران سرداران شهيد دفاع مقدس و فرماندهان برجسته جنگ تحميلي پس از برگزاري نشستي، با صدور اطلاعيه اي بر ادامه راه شهيدان شهير تاكيد كردند: شهداي ما براي دفاع از اسلام و نظام اسلامي جان خود را فدا كردند و ما ادامه راه آنان را در دفاع از دست‌آوردهاي انقلاب اسلامي يعني ارزش‌هاي والاي اسلامي، استكبار ستيزي و پيروي در تمام امور از رهبري معظم انقلاب اسلامي مي‌دانيم.
متن اطلاعيه همسران سرداران و اسوه هاي مقاومت و ايثار به شرح ذيل است:

إن الجهاد باب من أبواب الجنة فتحه الله لخاصة أوليائه
بار ديگر شميم جهاد و شهادت در هفته دفاع مقدس وزيدن گرفته است.
هفته دفاع مقدس يادآور روزهايي است كه درهاي آُمان به روي خاكيان فرش‎نشين گشوده بود. روزهايي است كه خاصان درگاه حضرت دوست يك به يك برگزيده مي‌شدند تا هر كدام بر تارك آسمان براي ابد بدرخشند.

در اين هفته مقدس ما عده‌اي از همراهان شهدا و جان بر كفان دفاع مقدس گرد هم آمديم تا به عزيزانمان يادآوري كنيم كه: اگرچه امروز جسم خاكي‎تان كنار ما نيست اما همان‎طور كه شما در زمان حيات مقدستان يار و ياور ولايت فقيه بوديد ما نيز اعلام مي‌كنيم به فضل و ياري خدا همواره از ولايت فقيه و رهبري دفاع خواهيم كرد.

همين‎طور از حافظان نظام، آنان كه محكم و استوار از مرزهاي اعتقادي تا مرزهاي خاكيان جان بر كف دفاع مي‌كنند، يعني از دلاور مردان سپاه پاسداران و باقي‎مانده شهدا حمايت مي‌كنيم و به فضل الهي تا روزي كه زنده‌ايم از «فاستقم كما امرت» تبعيت خواهيم كرد.

شهداي ما براي دفاع از اسلام و نظام اسلامي جان خود را فدا كردند و ما ادامه راه آنان را در دفاع از دست‌آوردهاي انقلاب اسلامي يعني ارزش‌هاي والاي اسلامي، استكبار ستيزي و پيروي در تمام امور از رهبري معظم انقلاب اسلامي مي‌دانيم.

1 - (فاطمه بي‌غم) همسر سردار شهيد محمد بروجردي
2 - همسر سردار شهيد نور علي شوشتري
3 - (ناهيد ايزدي) همسر سردار شهيد احمد كاظمي
4 - (صفيه مدرس) همسر شهيد مهدي باكري
5 - (افسر طلوعي) همسر امير شهيد نامجو
6 - (منيژه ساغرچي) همسر سردار شهيد ناصر كاظمي
7 - (عذرا رستميان) همسر سردار شهيد رضا دستواره
8 - (شهين موحد) همسر سردار شهيد غلامرضا يزداني
9 - (صديقه كاوه) خواهر سردار شهيد كاوه
10 - (صديقه عرب‌ها) همسر سردار شهيد صالحي
11 - (محبوبه فاضلي دوست) همسر سردار شهيد علي قمي كردي
12 - (حوريه حاج حاتم) همسر سردار شهيد حاج حاتم
13 - (فاطمه هاشمي) همسر سردار شهيد ناصر ناصري
14 - (تهمينه عرفانيان) همسر سردار شهيد ولي‌الله چراغچي
15 - (بشر دوست) همسر سردار عزيز جعفري
16 - (سكينه اصلاني) همسر سردار پاسدار محمد كوثري
17 - ( زهرا خليلي) همسر سردار پاسدار علي فضلي

افشین قطبی در هلند ویلایی 2 میلیون دلاری خرید

شبکه ایران - چندی پیش برخی منتقدان قطبی این سوال را از مسوولان فدراسیون فوتبال پرسیدند که سرمربی تیم ملی به چه اندازه‌ای می‌تواند به مرخصی برود؟ پاسخی برای این سوال از سوی مسوولان فدراسیون فوتبال داده نشد، تنها این مطلب که او هر گاه قصد رفتن به مرخصی را داشته باشد این مساله را با رئیس فدراسیون فوتبال در میان می‌گذارد به عنوان پاسخ به منتقدان ارائه شد البته نه به عنونا رسمی بلکه تنها در حد یک توضیح غیر رسمی!

همین امر باعث شد برخی منتقدان سرمربی تیم ملی به دنبال دلیل سفرهای سریالی قطبی به کشور هلند باشند، در ابتدا این فرضیه از سوی انها مطرح شد که وی به دلیل همکاری با دستیار هلندی‌اش پیت بیوتر هر از چندگاهی به هلند سفر می‌کند تا از نزدیک پیگیر امور کاری خود باشد اما این فرضیه به دلایل نبود اسناد ومدارک هرگز به اثبات نرسید تا منتقدان قطبی به دنبال زوایایی دیگر این ماجرا باشند.

هرچند هنوز به صورت رسمی اسناد و مدارکی در خصوص هدف سفرهای سریالی افشین قطبی به کشور هلند منتشر نشده اما برخی شنیده‌ها حکایت از این دارد که افشین قطبی در سفرهای اخیر خود به کشور هلند به دنبال خرید خانه‌ای ویلایی در شهر نورت وایت هلند بود  و پس از چند سفر پیاپی به هلند موفق شده منزلی بزرگ و ویلایی را با مبلغی نزدیک به 2 میلیون دلار خریداری کنند.

گفته می‌شود این شهر در نزدیکی محل اقامت بستگان همسر افشین قطبی است که سرمربی تیم ملی به همین دلیل تصمیم گرفته این خانه مسکونی را در این شهر خریداری کند تا در صورت اقامت در این منزل از مزایایی آن بهره‌مند شود.

هرچند هنوز این خبر به طور رسمی مورد تائید قرار نگرفته است اما اگر این خبر مورد تائید باشد هیچ منع قانونی‌ای برای قطبی ندارد اما این که چرا در ایامی که حضور قطبی می‌تواند در ایران مثمرثمرتر باشد او به جای حضور در ایران در هلند به کار خرید املاک مشغول است شاید کمی برای منتقدان او ناخوشایند باشد.

دختر كوچكي هر روز پياده به مدرسه مي رفت و بر مي گشت .
با اينكه ها آن روز صبح هوا زياد خوب نبود و آسمان نيز ابري بود ،
 دختر بچه طبق معمولِ هميشه ، پياده بسوي مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر كه شد ،‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شديدي درگرفت.
 مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد
يا اينكه رعد و برق بلايي بر سر او بياورد ، تصميم گرفت كه با اتومبيل بدنبال دخترش برود .
با شنيدن صداي رعد و ديدن برقي كه آسمان را مانند خنجري دريد ،
با عجله سوار ماشينش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.
اواسط راه ، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل هميشه پياده به طرف منزل در حركت بود ،
ولي با هر برقي كه در آسمان زده ميشد ، او مي ايستاد ، به آسمان نگاه مي كرد و لبخند مي زد
و اين كار با هر دفعه رعد و برق تكرار مي شد.
زمانيكه مادر اتومبيل  خود را به كنار دخترك رساند ، شيشه پنجره را پايين كشيد و از او پرسيد
:" چكار مي كني ؟ چرا همينطور بين راه مي ايستي؟"
دخترك پاسخ داد،" من سعي مي كنم صورتم قشنگ بنظر بيايد، چون خداوند دارد مرتب از من عكس مي گيرد."


باشد كه خداوند همواره حامي شما بوده و هنگام رويارويي با طوفانهاي زندگي كنارتان باشد.
در طوفانها لبخند را فراموش نكنيد.

روزنامه آسیا توقیف شد

دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات در جلسه مورخ 25 مرداد ماه سال جاری با انتشار یک هفته نامه، یک دو هفته نامه، 28 فصلنامه و 8 دو فصلنامه موافقت کرد، در این جلسه همچنین تصمیم گرفته شد که دو نشریه لغو امتیاز و یک روزنامه هم توقیف شوند.
به گزارش خبرگزاریی ایلنا،محمدعلی رامین دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات با اشاره به تصمیمات آخرین جلسه این هیات گفت:در این جلسه نشریات "سپیدار" و "پرستو" به دلیل انتشار عکس‌ها، تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی و عدم پای‌بندی به رسالت مطبوعاتی، مشمول بندهای 2 و 10 ماده 6 قانون مطبوعات شناخته شدند و به دلیل اصرار بر تخلفات یاد شده به استناد تبصره 2 ماده 6 و تبصره ماده11 قانون مطبوعات،‌ لغو مجوز شدند.
همچنین روزنامه "آسیا" به دلیل انتشار عکس‌ها و تصاویر خلاف عفت عمومی و استفاده ابزاری از تصاویر و تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر، مشمول بندهای 2، 3 و 10 ماده 6 قانون مطبوعات شناخته شده و به دلیل اصرار بر تخلفات یاد شده به استناد تبصره 2 ماده 6 و تبصره ماده 12 آن قانون توقیف شد و مراتب جهت پیگرد قانونی به مرجع قضایی ارسال شد.
دبیر هیات نظارت بر مطبوعات با اشاره به انتشار 38 نشریه جدید در کشور اظهار کرد: در جلسه هیأت نظارت بر مطبوعات با انتشار هفته‌نامه "تابش صبح" به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی "محمد ودود حیدری"‌، 2 هفته نامه "رایحه قرآن" به صاحب امتیازی "جهاد دانشگاهی" و مدیر مسئولی "رحیم خاکی"، فصلنامه "دانش حسابداری" به صاحب امتیازی "دانشگاه شهید باهنر کرمان" و مدیر مسئولی "امید پورحیدری"، فصلنامه "پژوهش نامه ادبیات فارسی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان" و مدیر مسئولی "احمدرضا یلمه‌ها"، فصلنامه "رهیافتی نو در مدیریت آموزشی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت" و مدیر مسئولی "عباداله احمدی"، فصلنامه "مطالعات سیاسی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر" و مدیر مسئولی "قربانعلی گنجی جامه شوراتی"، فصلنامه "اسلام سیاست و ساختار بین‌الملل" به صاحب امتیازی "دانشگاه پیام نور" و مدیر مسئولی "قاسم فرج‌اللهی" مجوز انتشار را دریافت کردند.
وی افزود: فصلنامه "تحقیقات حسابداری و حسابرسی" به صاحب امتیازی "انجمن حسابداری ایران" و مدیر مسئولی "علی ثقفی"، فصلنامه "تحقیقات سیاسی و بین‌المللی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا" و مدیر مسئولی "علیرضا سبزیان موسی آبادی"، فصلنامه "آمایش محیط" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر" و مدیر مسئولی "مجید شمس"، فصلنامه "پژوهش‌های به زراعی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری" و مدیر مسئولی "امید صادقی‌پور"، فصلنامه "تخصصی ـ پزشکی" به صاحب امتیازی "جهاد دانشگاهی - واحد علوم پزشکی تهران" و مدیر مسئولی "مسعود حبیبی فزون آبادی"، فصلنامه "سیاست راهبردی" به صاحب امتیازی "دانشگاه جامع امام حسین (ع)" و مدیر مسئولی "یداله محمدی"، فصلنامه "پژوهش در علوم زراعی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی" و مدیر مسئولی "محسن رشدی"، فصلنامه "تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی" به صاحب امتیازی "دانشگاه معارف اسلامی" و مدیر مسئولی "ابراهیم کلانتری"، فصلنامه "مطالعات تفسیری" به صاحب امتیازی "دانشگاه معارف اسلامی" و مدیر مسئولی "ابراهیم کلانتری"، فصلنامه "عمران و مقام‌سازی" به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی "مهدی طارق"، فصلنامه "مندیش" به صاحب امتیازی "دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان لرستان ـ دانشکده پرستاری الیگودرز" و مدیر مسئولی "مجید میری"، فصلنامه "مجله پژوهش‌های نوین دامپزشکی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد" و مدیر مسئولی "فیروز فدایی فرد" نیز منتشر می‌شوند.
دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات در ادامه اظهار کرد: فصلنامه "پژوهش‌های دام‌های بومی" به صاحب امتیازی "دانشگاه زابل" و مدیر مسئولی "مسعود علی‌پناه"، فصلنامه "بیهوشی و درد" به صاحب امتیازی "موسسه انجمن علمی رژیونال آنستزی و درد ایران" و مدیر مسئولی "فرناد ایمانی"، فصلنامه "مطالعات شهر ایرانی - اسلامی" به صاحب امتیازی "جهاد دانشگاهی" و مدیر مسئولی "حسین کلانتری خلیل آباد"، فصلنامه "پژوهش‌های زبان و ادبیات تطبیقی" به صاحب امتیازی "دانشگاه تربیت مدرس" و مدیر مسئولی "ابراهیم خدایار"، فصلنامه "پژوهش‌های مدیریت منابع سازمانی" به صاحب امتیازی "دانشگاه تربیت مدرس" و مدیر مسئولی "احمد علی خائف الهی"‌مجوز انتشار از هیات نظارت بر مطبوعات دریافت کردند.
بنابراین گزارش، رامین در ادامه افزود: با انتشار فصلنامه "La Revista Irani De Politica Exterior" به صاحب امتیازی "وزارت امور خارجه" و مدیر مسئولی "علی آهنی"، فصلنامه "Journal of Medical Biotechnology" به صاحب امتیازی "دانشگاه بقیه‌الله (عج)" و مدیر مسئولی "علی کرمی"، فصلنامه "Research in Cardiothoracic & Vascular Anesthsia" به صاحب امتیازی "موسسه انجمن علمی بیهوشی قلب ایران" و مدیرمسئولی "رسول فراست کیش"، فصلنامه "Language Teaching" به صاحب امتیازی "دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)‌" و مدیر مسئولی "عباسعلی زارعی موینی"، فصلنامه "راه اندیشه" به صاحب امتیازی "موسسه آموزش عالی شهید اشرفی اصفهانی" و مدیر مسئولی "رضا انشائی"، فصلنامه "ادب و عرفان" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان" و مدیر مسئولی "هادی خدیور"، 2 فصلنامه "تحقیقات زبان و ادب فارسی" به صاحب امتیازی "دانشگاه آزاد اسلامی" و مدیر مسئولی "سیدجعفر حمیدی"، 2 فصلنامه "ماشین‌های کشاورزی" به صاحب امتیازی "دانشگاه فردوسی مشهد" و مدیر مسئولی "سیدمحمدرضا مدرس رضوی" موافقت شد.
وی با اشاره به دیگر نشریات که مجوز انتشار را از هیأت نظارت بر مطبوعات دریافت کردند گفت: 2 فصلنامه "مدیریت تولید و عملیات" به صاحب امتیازی "دانشگاه اصفهان" و مدیر مسئولی "سعیده کتابی"، 2 فصلنامه "سیاست اجتماعی" به صاحب امتیازی "دانشگاه پیام‌نور" و مدیر مسئولی " امیر ملکی"، 2 فصلنامه "International Iranian Journal of Information scien" به صاحب امتیازی "مرکز منطقه‌ای علوم و فناوری" و مدیر مسئولی "محمدرضا قانع"، 2 فصلنامه Iranian Journal for periodontology & Implantology " به صاحب امتیازی "انجمن علمی پریودنتولوژی ایران" و مدیر مسئولی "امیررضا رکن"، 2 فصلنامه "(Jundishapur Journal of Matural pharmaceutical products (JJNPP" به صاحب امتیازی "دانشگاه علوم پزشکی اهواز" و مدیر مسئولی "علی اصغر همتی"، 2 فصلنامه "Religious Inquiries" به صاحب امتیازی "دانشگاه ادیان و مذاهب" و مدیر مسئولی "سیدابوالحسن نواب" منتشر می‌شوند.
دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات در ادامه اظهار کرد: در این جلسه با تغییر صاحب امتیازی نشریات "نامه علوم انسانی" به "پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی"، "UROLOGY JOURNAL" به "مرکز تحقیقات بیماری‌های کلیوی و مجاری ادراری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی" و با تغییر مدیر مسئولی نشریات "میراث ملی" به "مسعود علویان صدر"، "نسخه دامپزشکی" به "حمید خانقاهی ابیانه"، "دیدگاه" به "ناصر خالدیان"، "پژوهش در فرهنگ و هنر" به "حسین کلانتری خلیل‌آباد" موافقت شد.

افطار سبز در منزل عبدالله نوری

منابع خبری از ایران گزارش میدهند ،عبدالله نوری دوشنبه شب در منزل خود میزبان بزرگترین گردهمائی رهبران و فعالان سیاسی جنبش سبز و جبهه ی اصلاحات بود
پس از ماه ها محدویت و فشار سنگین توسط حکومت بر جنبش سبز و رهبران آن ، افطار سبزدرآستانه ی روز قدس باردیگر همه ی علاقمندان جنبش سبز را کنار هم متحد وهمدل قرار داد
حضورآزادگان سرفراز جنبش پس از ماه ها حبس و انفرادی وتحمل شرایط بسیار سخت زندان درمیان دوستان و علاقمندان باعث تسکین قلوب و جای خالی عزیزان دربند در این همایش بزرگ ،باعث ناراحتی دوستان بود
در کنار رهبران جنبش ، نوادگان آیت الله خمینی وفرزندان آیت الله منتظری ،جمع کثیری از اعضای : مجمع روحانیون مبارز ، جبهه مشارکت ایران اسلامی ، کارگزاران سازندگی ، حزب اعتماد ملی ، نهضت آزادی ایران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) ، دفتر تحکیم وحدت ،مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه ، فعالان ملی مذهبی ، روشنفکران دینی، جمع کثیری ازروزنامه نگاران ودانشگاهیان مهمان عبدالله نوری بودند

از مدتی پیش محافل و رسانه های وابسطه به جریان حاکمیت در حرکتی هماهنگ با دنبال کردن خط ایجاد تفرقه در میان رهبران و فعالان جنبش سبز ، نشست و گردهمائی احزاب، گروه ها و فعالان حنبش رادر کنار هم غیر ممکن بیان میکردند که عبدالله نوری با برگزاری افطار سبز در منزل خود خط بطلانی بر تحلیل و استراتژی تفرقه افکنانه ی جناح اقتدارگرا کشید

همه بودند ،دستان گرم و مهربان سید محمد خاتمی به نشانه ی اتحاد و پافشاری در دفاع از حقوق مردم در دستان مصمم و با اراده ی شیخ مهدی کروبی ، سید حسن خمینی ، سید یاسر خمینی،سیدعلی خمینی وشیخ احمد منتظری ،احمد صدرحاج سید جوادی کهنسال ترین فعال سیاسی معاصر ،،سعید حجاریان جانباز اصلاحات ،محمد نوری زاد ،محمد موسوی خوئینی ها ،هاشم صباغیان،محمد مجتهد شبستری ،محمدجواد مظفر،سید محمد موسوی بجنوردی ،عبدالله رمضان زاده،ابوالقاسم سرحدی زاده ،صفدرحسینی ،محسن آرمیدن ،علیرضا رجائی ،علی حکمت ،موسوی لاری ، محمود حجتی ،فیض الله عرب سرخی ،محمد عطریانفر،احمد خرم ، هاشم آغاجری ،محمدرضا خاتمی ،عباس عبدی ،فریبرزرئیس دانا ،سازگارنژاد ،احمد قابل ،حسن اسدی زیدآبادی ،رضا تهرانی ،بیژن زنگنه ، سید سراج الدین موسوی ،جواد اطاعت ،بهزاد نبوی ،حبیب الله پیمان ،حمیدرضاجلائی پور ،غلامحسین کرباسچی،علی خاتمی،قدرت الله علیخانی ،محمدعلی ابطحی،محمد نعیمی پور،مرتضی کاظمیان ،علی شکوری راد،علیرضا علوی تبار،هادی قابل ،اسحاق جهانگیری،مصطفی ملکیان،غلامعباس توسلی،مجیدانصاری ،محمد ملکی،حسین انصاری راد،هرمیداس باوند و......، همه درافطارسبزکنارهم بودند .

 
 
گزارش زیر تحت عنوان «زیباترین روش شوهرداري» در شماره روز پنجشنبه 18 مهر 87 روزنامه کیهان منتشر شده است و در اينجا خلاصه اي از آن آمده است.
 
مسائل جنسی، ریشه بسیاری از طلاقها :
آمارها بیانگر آن است كه بیش ترین علل و عوامل مستقیم و یا غیرمستقیم افزایش طلاق در میان خانواده ها عدم تعامل سازنده و مفید میان زن و شوهر است.
در ریشه یابی طلاق همواره از مسایل جنسی به صراحت و یا كنایه سخن گفته شده است. بطوری كه از نظر برخی كارشناسان مسائل خانواده، بیش از 50درصد طلاقها ریشه در مسائل جنسی دارد.
مردان پیش از آن كه به جا و مكان و غذا اهمیت دهند به مسایل جنسی اهمیت می دهند.
 
بر پایه آموزه های قرآنی زنان و مردان می بایست در شبانه روز سه وعده را خلوت كنند و در این سه زمان حتی فرزندان نیز نباید در خلوت گاه ایشان وارد شوند. (سوره نور 58) در این سه خلوت زن می بایست خود را به اشكال مختلف بیاراید و از هرگونه
آرایش و زینت بهره برد.
 
نحوه تعامل خصوصی زن و شوهر:
به هر حال عرضه كردن زن به مرد در خلوتگاه و حریم كاملا خصوصی، اصلی قرآنی  است كه نمی توان از آن چشم پوشید. اگر مردی درباره پوشش زن و یا غذا و نحوه بچه داری و مانند آن اشكالی می گیرد ریشه آن را می بایست در جای دیگر جست و این گونه چیزها بهانه هایی بیش نیستند.
 
خلوت سه گانه و اهمیت آن :
یكی از بهترین و نیكوترین روش های همسرداری به طور كلی و شوهرداری به طور خاص آن است كه زن و شوهر در شبانه روز سه وعده با یكدیگر تنها باشند:
 پیش از نماز صبح و سحرگاهان، هنگام چاشت(ظهر) و هم چنین بعد از نماز عشاء.( نور 58
زن در خلوت گاه باید خود را عرضه كند. و لذا در اسلام پیش قدمی زن در مسایل جنسی و عرضه كردن پیشنهاد از سوی او امری مستحب دانسته شده است. پیامبر(ص) در بیان ضرورت اعلام آمادگی جنسی زن می فرماید: بر زن واجب است كه از خوشبوترین عطرها استفاده كند و زیباترین لباس ها را بپوشد و خود را به نیكوترین وجه بیاراید و بامدادان و شامگاهان خود را بر شوهر عرضه كند و اعلام آمادگی نماید. این از حقوق شوهر می باشد.
 
آماده باش دائمی :
 مرد نبايد هیچ احساس كمبود و نیاز جنسی نكند. این آماده باش هرچند كه در آیه 57 سوره نور نیز بیان شده ، در بسیاری از روایات بر این نكته تاكید شده كه زن می بایست همواره درحالت آماده باش دایم جنسی باشد.
در روایت است كه زنی از پیامبر(ص) درباره حقوق شوهر پرسید: آن حضرت فرمود: بر زن است كه خود را از شوهرش بازندارد و بگذارد تا وی از او كام بگیرد حتی اگر بر روی كوهان شتر باشد
 
مردان با دیدن غرایز جنسی شان تحریك می شوند و احساس نیاز می كنند و اگر این نیاز برآورده نشود، از راههای دیگر ارضا می شوند كه یا گناه است و یا با عقد موقت و دایم با زن دیگری برآورده می شوداز این رو زن موظف است خود را در حالت آماده باش قرار دهد تا شوهر وی به زنی دیگر گرایش نیابد و استمتاع نجوید.
 
مردان برخلاف زنان دارای تمایلات جنسی قوی ای هستند.
 
شاید یكی از علل و حكمت های تعدد زوجات و عقد موقت مسئله گرایش های شدید جنسی مردان باشد كه هرگز فروكش نمی كند . خانه غالبا زمانی آرامش می یابد كه مرد از نظر جنسی ارضا شود و نیازهای جنسی او برآورده گردد.از این رو زن باید پروانه وار پیرامون شوهر بچرخد و همه گونه وسایل و آرامش روحی و روانی و جنسی وی را برآورده سازد. 
رضایت شوهر، عامل ثبات خانواده :
 
زنان می بایست به هر شكلی شده رضایت شوهر را به دست آورند 
 
.زن برای به دست آوردن رضایت و خشنودی خدا نمی بایست نمازهای بسیار و یا طولانی بخواند و یا روزه های مستحبی بگیرد. از این رو در اسلام جز نمازهای واجب و آن هم در خانه از آنان خواسته نشده و حتی نهی شده است كه زنی نمازش را طولانی كند و شوهر را سركار بگذارد و خود را در كنار شوهر ننشاند و عشوه نكند و روزه های مستحب حتی بی اذن شوهر باطل و گناه است   
 
علی(ع) می فرماید: جهاد زن آن است كه خود را بیاراید و زیبایی خویش را آشكار كند و برای شوهرش آراستگی نماید. (نهج البلاغه كلمات قصار شماره 136
 


 

مردی برای مشاوره نزد دانشمندی رفت. به او گفت عاجزانه دنبال کار می گردم و پیدا نمی کنم یا اگر دست به کاری میزنم موفقیت آمیز نیست.
دانشمند به او گفت:  عاجزانه دنبال کار نگرد شادمانه جستجویش کن! انسان نباید استغاثه یا استدعا کند بلکه باید مدام سپاس بگزارد که خواسته خود را پیشاپیش ستانده است. مشکل تو کلماتی است که بکار می بری و بعد آنها تبدیل به افکار می شوند و بعد با آنها مواجه می شوی.

نوع احساس قبل از انجام هر کار بسیار مهم است چون رخداد آینده را رقم می زند. همه این تجربه را دارند که وقتی با احساس خوب دنبال چیزی می گردند نتیجه آن با زمانی که احساس بد دارند بسیار متفاوت است. خرسندی و احساس خوب یک راز بزرگ برای موفقیت است. اشتباه رایج اینست که همه انتظار دارند پس از پیروزی و نیل به هدف احساس خوبی داشته باشند.

کلمات و افکار ما دقیقا مانند اجزا و اشکال طراحی و نقشه کشی هستند که ابتدا و پیشاپیش کشیده می شوند و بعدا تبدیل به اشیاء و ساختار می گردند.احساس در اینجا نقش قدرت و کشش را ایفاء می کند.

وقتی پیش درآمدها را خوب بشناسیم به قدرت کنترل و خلاقیت زندگی پی می بریم. لحظه حال لحظه پی ریزی برای رخدادهای پیش رو است و آنچه اکنون با آن مشغولیم کاشت گذشته است. اگر به اهمیت و کارآمدی عالی خرسندی و احساس خوب پی ببریم لحظه ای آنرا رها نخواهیم کرد. متاسفانه درگیر بودن با احساس بد برای انسان نوعی عادت شده است چون از کودکی با این غلط رایج مواجه بوده ایم که زندگی دشوار و پر از ناراحتی است.  حتی اگر احساس بدی به هر دلیلی داریم تغییر آن به آسانی امکانپذیر است. خود داشتن احساس منفی در گذشته و حال ممکن است باعث ناراحتی شود اما فراموش نکنیم 
 


   زندگی چیزی جز عبور از لحظه ها نیست و در هر لحظه می توانیم احساس خود را عوض کنیم! هر لحظه ای لحظه جدید است و می تواند با لحظه قبلی متفاوت باشد

 


اگر به همه چیز شادمانه بنگرید آنوقت می بینید حتی می توانید از تلخی ها و مصائب زندگی هم نتیجه مثبت بگیرید و لحظه بعدی را به شادمانی بگذرانید. تلخی یک واقعیت است اما متعلق به همه لحظه ها نیست.

بهمین دلیل است که می گویند در حالت شعف عرفانی چرا و چگونه معنا ندارد و بقیه کارها بر عهده کائنات است.
 

امتحانش بی ضرر است/ تنفس از بینی

ینی شما قسمتهای راست و چپ دارد که هر دو قسمت برای تنفس تان بکار میروند، اما در حقیقت دو سوراخ بینی شما متفاوتند و شما میتوانید  این تفاوت را حس کنید. حفره سمت راست بینی، نشانگر خورشید و حفره سمت چپ نشانگر ماه است.

وقتی سردرد دارید، سعی کنید که حفره سمت راست بینی تان را ببنیدید و برای تنفس کردن تنها از حفره سمت چپ استفاده کنید. خواهید دید که بعد از پنج دقیقه سردرد شما خوب خواهد شد.

اگر احساس خستگی میکنید، برعکس اقدام فوق را عمل کنید. حفره سمت چپ بینی تان را ببندید و تنها از حفره سمت راست بینی تان تنفس کنید. بعد از مدتی احساس میکنید که خستگی شما برطرف شده است.

حفره سمت راست بینی شما به گرمی مربوط است و لذا براحتی گرم میشود این درحالی است که حفره سمت چپ بینی تان به سردی مربوط میباشد.

تفریباً همه خانم ها از حفره سمت چپ بینی شان تنفس میکنند، بنابراین با سرعت بیشتری خنک میشوند. اما بیشتر پسر بچه ها با بینی سمت راستشان نفس میکشند

 

آیا توجه کرده اید که وقتی از خواب برمیخیزید، کدام حفره بینی تان سریعتر تنفس میکند؟ اگر از حفره چپ تندتر تنفس میکنید، شما احساس خستگی دارید. بنابراین حفره سمت چپ بینی تان را ببندید و برای تنفس از حفره سمت راست خود استفاده کنید، خواهید دید که بسرعت احساس شادابی میکنید.

دوست من مستمراً سردرد بدی داشت و مکرراً به دکتر مراجعه میکرد و این سردرد باعث شده بود که حتی نتواند براحتی مطالعه کند و شبها نیز چنین سردردی را حس میکرد

 

او مکرراً قرص های مسکن میخورد اما موثر نبود. تا اینکه تصمیم گرفت از راه تنفس، سردرد خود را بهبود ببخشد. حفره سمت راست بینی اش را بست و سعی کرد از حفره سمت چپش تنفس کند. او مشاهده کرد که در کمتر از یک هفته سردردش بهبود یافت لذا این تمرین را برای مدت یکماه بعد هم ادامه داد. چنین تمرینی برای تنفس کردن و بدون استفاده از قرص های شیمیایی تجربه شده ومفید بوده است.

شما هم امتحان کنید. بی ضرر است



پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.

ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.

بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.

سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.

زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.

ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.

تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.

تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.

و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن


 

حکایت اول
یک روز آفتابی در جنگلی سرسبز شیری بیرون غارش دراز کشیده بود و حمام آفتاب میگرفت. روباهی که در حال گذر از آنجا بود با دیدن شیر توقف کرد..
-         آقا شیره میشه بگی ساعت چنده؟... ساعت من خرابه...
-         خرابه؟ خوب بده برات سریع تعمیرش میکنم.
-         جدی؟... اما ساعت من خیلی ظریفه و مکانیسم پیچیده ای داره. فکر کنم پنجه های بزرگ تو پاک خرابش کنه.
-         اوه نه دوست من... بدش به من تا ببینی چه جوری برات راست و ریسش میکنم
-         مسخره است. هر احمقی میدونه که شیرای تنبل با پنجه های بزرگ و تیز نمیتونن ساعتهای پیچیده و ظریف رو تعمیر کنن.
-         میدونی بابت همینه که احمقها، احمقن... ساعتتو بده حرف اضافه هم نزن.
بعد ساعت روباه رو گرفت وارد غارش شد و پنج دقیقه بعد با ساعت که حالا دقیق و مرتب کار می کرد برگشت. روباه بهت زده و متعجب ساعت رو گرفت و راهش را کشید و رفت. چند دقیقه بعد سروکله گرگ پیدا شد.
-         هی آقا شیره میتونم امشب بیام غارت باهم تلویزیون تماشا کنیم... تلویزیون من خراب شده... لامپ تصویرش سوخته انگار...
-         قدمت روی چشم... البته اگه بخوای من میتونم تلویزیونت رو درست کنم.
-         ببین درسته که من حیوونم اما توقع نداری که همچین حرف چرندی رو قبول کنم. امکان نداره یه شیر تنبل با پنجه های بزرگ بتونه یه تلویزیون مدرن رو تعمیر کنه.
-         امتحانش مجانیه... به هرحال خودت خوب میدونی تو این جنگل درندشت لامپ تصویر گیرت نمیاد.
گرگ قانع شد و تلویزیونش را برای شیر آورد. شیر تلویزیون را داخل غار برد و نیم ساعت بعد با تلویزیون سالم برگشت.
صحنه غافلگیرکننده:
درون غار شیر نیم دو جین خرگوش با هوش و نابغه که مجهز به مدرن ترین اسباب و ابزار هستند مشغول کارند و خود شیر با لذت دراز کشیده و از مدیریتش لذت می برد.
نتیجه گیری اخلاقی:
اگه می خوای بدونی چرا یک مدیر موفقه، ببین که چه کسایی زیر دستش کار میکنن.
 
 
 
حکایت دوم
بک روز آفتابی در جنگلی سرسبز خرگوشی بیرون لانه اش نشسته بود و با جدیت مشغول تایپ مطلبی با ماشین تحریر بود. روباهی که از آن حدود رد میشد توجهش جلب شد.
-         هی گوش دراز... داری چی کار میکنی؟
-         ها؟... پایان نامه مینویسم.
-         چه بامزه! موضوعش چیه؟
-         راستش دارم در مورد اینکه خرگوشها چه طور روباه رو میخورن تحقیقی انجام میدم.
-         مسخره است... هر احمقی میدونه که خرگوشا روباه ها رو نمیخورن یعنی نمی تونن بخورن.
-         جدی؟! با من بیا تو خونه تا بهت نشون بدم.
هردو وارد لانه خرگوش می شوند.. پنج دقیقه بعد خرگوش درحالیکه مشغول خلال کردن دندانش با یک استخوان روباه است از لانه اش خارج میشود و دوباره مشغول تایپ می شود. چند دقیقه بعد گرگی از آنجا رد میشود.
-         هی! داری چی کار میکنی؟
-         روی تزم کار میکنم.
-         هاها... چه با نمک... تزت در مورد چیه؟... انواع هویج؟
-         نه. درباره اینه که خرگوشا چه طور گرگا رو میخورن.
-         عجب پایان نامه چرندی... کدوم احمقی پروپوزال تورو قبول کرده... حتی این مگس هم میدونه که خرگوش نمی تونه گرگ بخوره
-         جدی؟... امتحانش مجانیه... بیا تو خونه تا بهت نشون بدم
هردو وارد لانه خرگوش می شوند و درست مثل صحنه قبلی خرگوش درحالیکه مشغول لیس زدن استخوان گرگ است خارج میشود.
صحنه غافلگیرکننده:
یک شیر درنده که از شانس خرگوش فقط علاقه به گوشت روباه و گرگ دارد داخل غار لمیده و خرگوش با خیال راحت در گوشه دیگری روی موضوع پایان نامه اش کار میکند.
نتیجه گیری اخلاقی:
مهم نیست که موضوع پایان نامه تو چقدر احمقانه است، مهم این است که استاد راهنمای تو کیست.
 
 

 

 
در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد.. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد.. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.

يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.

بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !

دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند. وقتي خدمتکار پير قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود، دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم. روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را براي من بياورد....

، ملکه آينده چين مي شود. دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت.
سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را به او آموختند، اما بي نتيجه بود، گلي نروييد. روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند. لحظه موعود فرا رسيد. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود.
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است. شاهزاده توضيح داد: اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند: گل صداقت... همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود!!!

برگرفته از کتاب پائولو کوئلیو

 

اسرار امضا

 کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند
كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء میكنند دير منطق را قبول می‌كنند و بيشتر غير منطقی هستند
كسانی كه از خطوط عمودی استفاده میكنند لجاجت و پافشاری در امور دارند
كسانی كه از خطوط افقی استفاده میكنند انسان‌های منظّم هستند
كسانی كه با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشيده‌اند
كسانی كه پيچيده امضاء می‌كنند شكّاك هستند
كسانی كه در امضای خود اسم و فاميل می‌نويسند خودشان را در فاميل برتر می دانند
كسانی كه در امضای خود فاميل می‌نويسند دارای منزلت هستند
كسانی كه اسمشان را می‌نويسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند
كسانی كه به حالت دايره و بيضی امضاء می‌كنند ، كسانی هستند كه میخواهند به قله برسند

 

1- وقتی که تو 1 ساله بودی، اونا(مادرو پدر) بِهت غذا ميدادند و تو رو می شستند! ( تر و خشک می کردند) ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با گريه کردن در تمام شب !
 2- وقتی که تو 2 ساله بودی، اونا، بهت ياد دادند تا چه جوری راه بری ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  وقتی صدات می زدند، فرار می کردی!
 3- وقتی که 3 ساله بودی، اونا، با عشق غذايت را آماده می کردند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با ريختن ظرف غذا ،کف اتاق! 
 4- وقتی 4 ساله بودی، اونا برات مداد رنگی خريدند،تو هم از اونا تشکر کردي، با رنگ کردن ميز اتاق نهار خوری!
 5- وقتی که 5 ساله بودی، اونا، لباس شيک به تنت کردند تا به تعطيلات بری ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با انداختن(به عَمد) خودت تو گِل! 
 6- وقتی که 6 ساله بودی، اونا، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کردند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  با فرياد زدنِ: من نمی خوام برم!
 7- وقتی که 7 ساله بودی، اونا، برات وسائل بازی (توپ) خريدند،تو هم از اونا تشکر  کردي، با پرت کردن توپ  به پنجره همسايه کناری!
 8- وقتی که 8 ساله بودی، اونا، برات بستنی مي خريدند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  با ريختن (بستنی)  به تمام لباسات!
 9- وقتی که 9 ساله بودی، اونا، هزينه کلاسهاي آموزشي تو رو پرداختند،تو هم از اونا تشکر کردي ، با زحمت ندادن به خودت برای ياد گيری!
 10- وقتی که 10 ساله بودی، اونا، تمام روز رو رانندگی کردند تا تو رو از تمرين فوتبال به کلاس ژيمناستيک و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببرند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با بيرون پريدن از ماشين، بدون اينکه پشت سرت رو هم نگاه کنی !
 11- وقتی که 11 ساله بودی، اونا تو و دوستت رو برای ديدن فيلم به سينما بردند ،تو هم از اونا تشکر  کردي،  ازشون خواستی که در يه رديف ديگه بشينند!
 12- وقتی که 12 ساله بودی، اونا تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلويزيون بر حذر مي داشتند  ،تو هم از اونا تشکر مي کردي،  صبر کردی تا از خونه بيرون بروند!
 13- وقتی که 13 ساله بودی، اونا بهت پيشنهاد دادند که موهاتو اصلاح کنی ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : شما اصلاً سليقه ای نداريد!
 14- وقتی که 14 ساله بودی، اونا، هزينه اردوي يک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کردند، ،تو هم از اونا تشکر کردي، با فراموش کردن، نوشتن يک نامه ساده !
 15- وقتی که 15 ساله بودی، اونا از سرِ کار برمی گشتند و می خواستند که تو رو در آغوش بگيرند،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با قفل کردن درب اتاقت!   (نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشوند!)
 16- وقتی که 16 ساله بودی، اونا بهت ياد دادند که چطوری رانندگی کني ،تو هم از اونا تشکر کردي،  هر وقت  که می تونستی ماشين رو بي اجازه  برمی داشتی و می رفتی!
17- وقتی که 17 ساله بودی، هنگاميکه اونا منتظر يه تماس تلفني مهم بودند ،تو هم از اونا تشکر مي کردي، با اشغال کردن طولاني تلفن !
18- وقتی که 18 ساله بودی، اونا ، در جشن فارغ التحصيلی دبيرستانت، از خوشحالی گريه کردند ،تو هم از اونا تشکر کردي، اينطوری که، تا تموم شدن جشن، پيش پدرومادرت نرفتي!
19- وقتی که 19 ساله بودی، اونا، شهريه دانشگاهت رو پرداخت كردند، همچنين، تو رو تا دانشگاه رسوندند و وسائلت رو هم حمل کردند ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن يک خداحافظي خشک و خالی، بيرون خوبگاه، به خاطر اينکه نمی خواستی خودت را بچه ننه نشان بدهي!
20- وقتی که 20 ساله بودی، اونا ازت پرسيدند که ، آيا شخص خاصی (به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ ،تو هم از اونا تشکر کردي،  با گفتن:  به شما ربطی نداره !!
21- وقتی که 21 ساله بودی، اونا، بهت پيشنهاد خط مشی برای آينده ات دادند ،تو هم از اونا تشکر کردي ، با گفتن : من نمی خوام مثل شما باشم !
22- وقتی که 22 ساله بودی، اونا تو رو، در جشن فارغ التحصيلی دانشگاهت در آغوش گرفتند  ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن :  هزينه سفر به اروپا را برام تهيه کنيد !
23- وقتی که 23 ساله بودی، اونا  برای اولين آپارتمانت، بهت اثاثيه دادند ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : اون اثاثيه ها چقدر زشت هستن !
24- وقتی که 24 ساله بودی ، اونا دارايی های تو رو ديدند و در مورد اينکه در آينده می خوای با اون ها چی کار کنی ازت سئوال کردند،تو هم از اونا تشکر کردي،  با فرياد زدن : لطفاً در کارهاي من دخالت نکنيد!
25- وقتی که 25 ساله بودی، اونا کمکت کردند تا هزينه های عروسی رو پرداخت کنی و در حالی که گريه می کردند بهت گفتند که : دلمان خيلی برات تنگ می شه،تو هم از اونا تشکر کردي، اينطوری که، يه جای دور رو برای زندگيت انتخاب کردی و کمتر بهشون سر زدي !
26- وقتی که 30 ساله بودی ، اونا از طريق شخص ديگه ای فهميدند که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زدند ، ،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : همه چيز ديگه تغيير کرده !
27- وقتی که 40 ساله بودی، اونا بهت زنگ زدند تا روز تولد يکی از اقوام رو يادآوری کنند،تو هم از اونا تشکر کردي، با گفتن : من الان خيلی گرفتارم!
28- وقتی که 50 ساله بودی، اونا مريض شدند وبه مراقبت و کمک تو احتياج داشتند ،تو هم از اونا تشکر  کردي،  با سخنرانی کردن در مورد اينکه والدين، سربار فرزندانشون می شن !

و سپس، يک روز، اونا، به آرامی از دنيا ميرن . و تمام کارهايی که تو(در حق پدرو مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود مياد.
اگه پدرو مادرت،هنوز زنده هستند، فراموش نکن که بيشتر از هميشه بهشون محبت کنی...
واگه زنده نيستند ، محبت های بی دريغشون رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر...
هميشه به ياد داشته باش که به پدرو مادرت محبت کنی و اونارو دوست داشته باشی، چون، در طول عمرت فقط يه پدرو مادر داری!!!!!

 

 

 

و اين رو فراموش نكن كه يه روزي ممكن

تو پدر يا مادر بشي و ... .

 

سی نصيحت زرتشت

 

   1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
   2. قبل از جواب دادن فکر کن
   3. هیچکس را تمسخر مکن
   4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
   5. خود برای خود، زن انتخاب کن
   6. به شرر و دشمنی کسی راضی مشو
   7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
   8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
   9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
  10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
  11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
  12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
  13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
  14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی
  15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
  16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
  17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
  18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
  19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
  20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
  21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
  22. هرگز ترشرو و بدخو مباش
  23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
  24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
  25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
  26. چالاک باش تا هوشیار باشی
  27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
  28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
  29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
  30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند...

چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که:
 «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید»...

پادشاه بیرون رفت و در را بست...

سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند.

نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود!

 آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بیرون رفت!!!  

و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته!

وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته و من نخست وزیرم را انتخاب کردم».  

آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی کرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟»  

مرد گفت: «مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین
سؤال و نکته ی اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟
نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛
هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».


پادشاه گفت: «آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد، می داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد». 
 

 

جمله روز :  به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)

50 مزیت مرد بودن


1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه
7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می足آد
10- فقط شما میتونید برید استادیوم
11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید
12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید
13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید
14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید
15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمی شید
16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره
17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید
18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید
19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید
20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید
21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟
22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...
23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید
24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید
25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید
26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید
27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید
28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید
29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید
30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه
31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد)
32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید
33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید
34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه
35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون
36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید
37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید
38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد)
39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره
40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست
41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید
42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند
43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید
44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد
45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید
46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)
47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد
48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید
49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)
50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟

حذف ميرحسين از هيأت موسس دانشگاه آزاد

هيأت مؤسس مرکب از 9 نفر شامل آقايان: اکبر هاشمي رفسنجاني، سيدعبدالکريم موسوي اردبيلي، عبدالله جاسبي، علي‌اکبر ولايتي، حسن حبيبي، سيدحسن خميني، محسن قمي و حميد ميرزاده مي‌باشد که در ترکيب جديد هيأت موسس که نام مهندس موسوي حذف شده است، حميد ميرزاده يکي از مديران نهاد رياست جمهوري، حسن حبيبي از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، علي‌اکبر ولايتي مشاور مقام معظم رهبري و محسن قمي از مسئولان دفتر رهبري به عنوان اعضاي جديد هيأت موسس دانشگاه آزاد هستند.
آفتاب: محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان رييس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اساسنامه جديد دانشگاه آزاد اسلامي را براي اجرا ابلاغ کرد.

در اساسنامه جديد دانشگاه آزاد اختيارات هيأت موسس، هيأت امنا و رييس اين دانشگاه محدود شده است و نام ميرحسين موسوي نيز از هيأت موسس دانشگاه حذف شده است.

هيأت مؤسس مرکب از 9 نفر شامل آقايان: اکبر هاشمي رفسنجاني، سيدعبدالکريم موسوي اردبيلي، عبدالله جاسبي، علي‌اکبر ولايتي، حسن حبيبي، سيدحسن خميني، محسن قمي و حميد ميرزاده مي‌باشد که در ترکيب جديد هيأت موسس که نام مهندس موسوي حذف شده است، حميد ميرزاده يکي از مديران نهاد رياست جمهوري، حسن حبيبي از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، علي‌اکبر ولايتي مشاور مقام معظم رهبري و محسن قمي از مسئولان دفتر رهبري به عنوان اعضاي جديد هيأت موسس دانشگاه آزاد هستند.

طبق اساسنامه جديد، ترکيب اصلي هيأت اداره کننده دانشگاه را شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وزارت علوم و دفتر نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها تعيين مي‌کنند

براساس مصوبه جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي اساسنامه جديد جاي‌گزين اساسنامه‌اي مي‌شود که در سال ۱۳۶۶ به تصويب همين شورا رسيده بود.

در اساس‌نامه جديد با محدود کردن دوره رياست به 4 سال زمينه تغيير رييس کنوني دانشگاه فراهم شده است.

بنا بر اساسنامه جديد روساي واحد‌هايي از دانشگاه آزاد که داراي ۵۰۰۰ دانشجو يا بيشتر هستند بايد با نظر دولت تعيين شود. که در حال حاضر واحد‌هاي زيادي از دانشگاه آزاد بيش از ۵۰۰۰ دانشگاه دارند.

دانشگاه آزاد در حال حاضر شامل ۳۵۷ دانشگاه در سراسر ايران است که نزديک به يک ميليون و 400 هزار دانشجو در آن تحصيل مي‌کنند.

متن کامل اساسنامه جديد که محمود احمدي‌نژاد آن را براي اجرا ابلاغ کرده است به شرح زير است:

بنابر ماده يک اساسنامه اصلاحي دانشگاه آزاد اسلامي، در جهت تحقق اهداف مندرج در کليات آيين‌نامه تأسيس مؤسسات آموزش عالي غيردولتي غيرانتفاعي مصوب چهل و يکمين جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دانشگاه آزاد اسلامي که از اين پس در اين اساسنامه به اختصار «دانشگاه» ناميده مي‌شود، تأسيس مي‌گردد.

براساس ماده 2، دانشگاه يک مؤسسه آموزشي و پژوهشي با تابعيت ايراني است که براي مدت نامحدود تأسيس مي‌گردد و مرکز آن در تهران است. تغيير اين محل، با پيشنهاد هيئت مؤسس موضوع ماده 8 اين اساسنامه و تصويب دو وزارتخانه علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي امکان‌پذير است.

هچنين حدود فعاليت آموزشي و پژوهشي دانشگاه از حيث مقطع و رشته تحصيلي و از حيث ايجاد واحدهاي وابسته، به تناسب رشته با توجه به مجوز شوراهاي گسترش آموزش عالي وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي تعيين مي‌گردد.

براساس ماده 4 اين اساسنامه دانشگاه از تاريخ صدور جواز تأسيس توسط شوراهاي گسترش آموزش عالي وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي رسميت مي‌يابد و رئيس دانشگاه نماينده قانوني دانشگاه خواهد بود.

همچنين دانشگاه مؤسسه‌اي است عمومي و غيردولتي و اموال آن به‌عنوان اموال عمومي محسوب مي‌شود. هيچ يک از اعضاي هيأت مؤسس، هيأت امناء ، مديران و ديگر ارکان و مسئولان دانشگاه هيچ‌گونه حق مالکيت و حق انتفاع شخصي از اموال مزبور را ندارند و اموال و منافع مزبور منحصراً با رعايت مفاد اين اساسنامه و مقررات حاکم و با رعايت مصلحت دانشگاه، صرف هزينه‌ها و پيشرفت و توسعة فعاليت‌هاي دانشگاه خواهد شد.

براساس ماده 6، دانشگاه تابع کليه ضوابط و مقررات مربوط به مؤسسات آموزش عالي غيردولتي غيرانتفاعي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و اصلاحات بعدي آن و حسب مورد مقررات وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي خواهد بود.

بنابر ماده 7 اين اساسنامه ارکان دانشگاه عبارتند از: هيأت مؤسس، هيأت امناء، رئيس دانشگاه، شوراي دانشگاه.

همچنين هيأت مؤسس مرکب از 9 نفر شامل آقايان: اکبر هاشمي رفسنجاني، سيدعبدالکريم موسوي اردبيلي، عبدالله جاسبي، علي‌اکبر ولايتي، حسن حبيبي، سيدحسن خميني، محسن قمي و حميد ميرزاده مي‌باشد و چنانچه اعضاء هيأت مؤسس به علل مختلف مانند فوت، استعفاء ، بيماري، برکناري، ناتواني و يا هر علت ديگر به 6 نفر کاهش يابد، هيأت مؤسس مي‌بايد افراد جايگزين به تعداد مورد نياز را ظرف مدت 3 ماه براي عضويت در هيأت مؤسس به شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيشنهاد نمايد.

براساس تبصره ماده 8، چنانچه هر يک از اعضاي هيأت مؤسس در 3 جلسه متوالي يا 5 جلسه غيرمتوالي و بع‌طور غيرموجه شرکت نکنند مستعفي تلقي مي‌شوند و طبق مفاد ماده فوق جايگزين آنها تعيين مي‌شود.

همچنين چنانچه هيأت مؤسس طبق حکم قسمت اخير ماده فوق و ظرف مدت 3 ماه افراد جايگزين را براي عضويت در هيأت مؤسس به شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيشنهاد ندهد، شورا رأساً اقدام به معرفي و تصويب افراد جايگزين خواهد نمود.

بنابر ماده 9 وظايف و اختيارات هيأت مؤسس شامل کسب امتياز تأسيس از وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و ساير مراجع ذي‌صلاح، معرفي اعضاء پيشنهادي براي تکميل هيأت مؤسس طبق ماده 8 فوق و براساس اکثريت دوسوم آراء اعضاي باقي‌مانده از هيأت مؤسس، نظارت مستمر بر فعاليت‌هاي دانشگاه در جهت نيل به اهداف تعيين شده موضوع ماده 1 و ارائه گزارش ساليانه از نظارت و بازرسي خود به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و تنظيم و تصويب آيين‌نامه داخلي هيأت مؤسس با رعايت مفاد اين اساسنامه است

براساس ماده 10 اساسنامه اصلاحي اعضاء هيأت امناء عبارتند از 5 نفر از اعضاء هيأت علمي تمام وقت دانشگاه‌ها در مرتبه دانشياري و يا بالاتر به پيشنهاد و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 4 نفر از اعضاي هيأت مؤسس که حتماً يک نفر از آنها روحاني باشد، وزراي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و يا نمايندگان آنها، رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها يا معاون وي، رئيس دانشگاه (دبير هيئت امناء).

براساس تبصره ماده 10، مدت عضويت هيأت امناء 4 سال بوده و در اولين جلسه از بين اعضاء يک نفر به رياست هيأت انتخاب مي‌شود همچنين احکام اعضاء هيأت امناء با امضاء رئيس هيأت مؤسس صادر خواهد شد.

بنابر ماده 12وظايف و اختيارات هيأت امناء شامل تصويب سازمان و تشکيلات دانشگاه و آئين‌نامه‌هاي مالي و اداري که از طرف رئيس دانشگاه پيشنهاد مي‌شود، تصويب بودجه دانشگاه و پيشنهاد طرح‌هاي توسعه آن به دو وزارتخانه علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، تعيين خزانه‌دار دانشگاه و همچنين تعيين اشخاصي که حق گشايش حساب‌هاي بانکي به نام دانشگاه و حق برداشت از حساب‌هاي آن را دارند و تعيين حسابرس براي دانشگاه، تأييد و تصويب حساب‌ها و ترازنامه سالانه دانشگاه با توجه به گزارش حسابرسي و سپس تقديم گزارش به وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي است.

همچنين براساس همين ماده پيشنهاد رئيس دانشگاه به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و صدور حکم توسط رئيس هيأت امناء پس از تصويب توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي، عزل رئيس دانشگاه، جلب کمک‌هاي مالي و امکانات، تصويب مقررات مربوط به اعضاء هيأت علمي و کارکنان اداري دانشگاه و تعرفه حقوق و دستمزد و مزايا.، پيشنهاد هر نوع تأسيس، توسعه يا انحلال واحدهاي دانشگاه به وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، تنظيم آئين‌نامه مالي و معاملاتي و ارائه آن به وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي موضوع ماده 15 کليات آئين‌نامه تأسيس مؤسسات آموزش عالي غيردولتي غيرانتفاعي جزء وظايف و اختيارات هيأت امناء قرار مي گيرد.

براساس ماده12، از ديگر وظايف و اختيارات هيأت امناء، پيشنهاد ميزان شهريه دانشجويان و آئين‌نامه چگونگي دريافت آن جهت تصويب حسب مورد به وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، تنظيم و تصويب آئين‌نامه داخلي هيئت امناء ، تصويب اخذ وام، تعيين نحوه اداره واحدهاي توليدي دانشگاه، تصويب آئين‌نامه تشکيل شوراي دانشگاه، تصويب ظرفيت پذيرش دانشجويان که از طرف رئيس دانشگاه پيشنهاد مي‌گردد، است

هچنين بر اساس بند "ي" ماده12 انتخاب رئيس واحدهاي مراکز استان و واحدهايي که داراي 5000 دانشجو به بالا مي‌باشد به پيشنهاد رئيس دانشگاه و همچنين تأييد هيأت امناء و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي‌باشدهمچنين انتخاب رؤساي ساير واحدها به پيشنهاد رئيس دانشگاه و تأييد هيأت امناء و حسب مورد تصويب وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي خواهد بود. صدور حکم براي مدت 4 سال توسط رئيس دانشگاه انجام مي‌شود.

در تبصره يک ماده 12 آمده است، هر نوع توسعه، ايجاد رشته جديد، ايجاد ظرفيت و ساير موارد مربوط با پيشنهاد هيأت امناء و طبق ماده 3 اين اساسنامه با تأييد وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي مي‌باشد.

همچنين هيأت امناء در انجام وظايف خود، مقررات و ضوابط قانوني کشور و به‌ويژه مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي را رعايت خواهد کرد.

براساس ماده 13 اساسنامه اصلاحي، اداره امور دانشگاه با رئيس دانشگاه است که به پيشنهاد هيأت امناء و تأييد شوراي عالي انقلاب فرهنگي و حکم رئيس هيأت امناء براي مدت 4 سال منصوب مي‌شود.

بنابر تبصره يک اين ماده پذيرش استعفا و يا عزل رئيس دانشگاه پس از تصويب هيأت امناء با حکم رئيس هيأت امناء خواهد بود.

همچنين در صورتي که بيش از دوسوم اعضاي شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي، قائل به فقدان صلاحيت رئيس دانشگاه باشند، هيأت امناء مکلف به عزل وي و معرفي فرد جايگزين مي‌باشد.

بر اساس ماده 14 وظايف و اختيارات رئيس دانشگاه شامل،‌ اجراي مفاد اساسنامه، مقررات و ضوابط و سياست‌هاي شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي و مقررات و آئين‌نامه‌هاي مصوب وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، نظارت بر حسن اجراي کليه امور دانشگاه و ايجاد هماهنگي ميان مسؤولان آموزشي و پژوهشي و دانشجويي و ساير واحدهاي تحت مديريت و ارسال گزارش سالانه به وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شرکت در جلسات هيأت ‌امناء به عنوان دبير، نصب و عزل رؤساي واحدها و مسئولاني که مستقيماً زير نظر رئيس دانشگاه انجام وظيفه مي‌نمايند، تهيه و تنظيم بودجه سالانة دانشگاه و واحدهاي تابعه و ارائه آن به هيأت امناء براي تصويب، ارائه پيشنهادهاي مربوط به تأسيس، توسعه، انحلال و ادغام واحدها و مؤسسات تابعه به هيئت امناء، تهيه و تنظيم سازمان و تشکيلات دانشگاه و آئين‌نامه‌هاي مربوط و ارائه آن به‌هيئت امناء براي تصويب و ايجاد هماهنگي لازم در بهره‌وري از امکانات علمي، آموزشي، پژوهشي و فني و جذب نيروهاي مورد نياز براي نيل به اهداف دانشگاه است

بنابر ماده 21 وظائف و اختيارات هيأت مؤسس و هيأت امناء دانشگاه قائم به شخص است و قابل واگذاري به ديگري نيست.

همچنين در کليه موارد مندرج در اين اساسنامه که هر يک از ارکان دانشگاه موظف به ارائه گزارش به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي مي‌باشند، گزارش مزبور بايستي در چارچوب محورها و موضوعات مورد نظر شوراي عالي و وزارتين مزبور ارائه شود.

بر اساس ماده23 انحلال دانشگاه به پيشنهاد دوسوم اعضاي هيأت مؤسس و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي امکان‌پذير خواهد بود. پس از تصويب انحلال دانشگاه، هيأت تصفيه‌اي مرکب از 9 نفر (2نفر به انتخاب هيأت مؤسس و 2 نفر نماينده وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و 5 نفر نماينده شوراي عالي انقلاب فرهنگي) با رعايت مقررات قانوني امر تصفيه را برعهده خواهند داشت.

همچنين طبق ماده24 هرگونه تغيير و اصلاح اين اساسنامه مطابق دو راهکار ذکر شده در اين ماده صورت مي‌پذيرد.

براساس راه‌کار اول بنا به پيشنهاد هر يک از هيأت‌هاي مؤسس و امناء دانشگاه و حسب مورد تأييد شوراي گسترش آموزش عالي وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و براساس راهکار دوم يعني بنا به پيشنهاد و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي هرگونه تغيير و اصلاح اين اساسنامه صورت خواهد گرفت.

اين مصوبه توسط رئيس جمهوري و رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تاريخ 28 فرودين ماه سالجاري جهت اجرا ابلاغ گرديد.


Bill Clinton
Bill Clinton
IQ = 137

George W. 
Bush
George W. Bush
IQ = 125

Madonna
Madonna
IQ = 140

Albert 
Einstein
Albert Einstein
IQ = 160

Andy Warhol
Andy Warhol
IQ = 86

Jodie Foster
Jodie Foster
IQ = 132

Nicole Kidman
Nicole Kidman
IQ = 132

Sharon Stone
Sharon Stone
IQ = 154

Shakira
Shakira
IQ = 140

Arnold 
Shwarzenegger
Arnold Shwarzenegger
IQ = 135

Napolean 
Bonaparte
Napolean Bonaparte
IQ = 132

Charles 
Darwin
Charles Darwin
IQ = 165

Britney 
Spears
Britney Spears
IQ = 100

John F. 
Kennedy
John F. Kennedy
IQ = 117

Muhammad Ali
Muhammad Ali
IQ = 72

Isaac Newton
Isaac Newton
IQ = 190

Plato
Plato
IQ = 170

Brad Pitt
Brad Pitt
IQ = 119

George 
Clooney
George Clooney
IQ = 127

Barack Obama
Barack Obama
IQ = 137

John MacCain
John MacCain
IQ = 133

Lindsay Lohan
Lindsay Lohan
IQ = 120

Bill Gates
Bill Gates
IQ = 160

Geena Davis
Geena Davis
IQ = 140

Hillary 
Clinton
Hillary Clinton
IQ = 145